شکست سنگین و غیرمنتظره ۳ بر ۰ مقابل بلغارستان در ایستگاه دوم، اردوی تیم ملی والیبال ایران را در برازیلیا وارد یک شوک روانی شدید کرده بود. برای تیمی که در بازی افتتاحیه پابهپای برزیل جنگیده بود، فرود آمدن در تاریکی مسابقه دوم، یک عقبگرد کلافهکننده به نظر میرسید. با این حال، روبرتو پیاتزا مردی نبود که به این زودی قافیه را ببازد. سرمربی ایتالیایی ایران پس از آن باخت تلخ، تلاش کرد نقش لیدر ذهنی تیم را بازی کند؛ او اصرار داشت که آسمان به زمین نیامده، فاجعهای رخ نداده و گام اول برای خروج از بحران، تنها یک چیز است: این ترکیب جوان باید قدرت واقعی خودش را باور کند. بچههای ایران که با کوهی از خشم و انگیزه جبران پا به میدان بازی سوم گذاشتند، ثانیهشماری میکردند تا این باروت انباشته را روی تور خالی کنند و قرعه این قرنطینه روانی به نام آرژانتین افتاد؛ حریفی سنتی که رقص تانگوی آنها در زمین، این بار با ریتمی غریب و دگرگونشده همراه بود.
پیروزی قاطع و مقتدرانه ۳ بر ۰ شاگردان پیاتزا در این مسابقه، بدون شک یک فرار بزرگ از بحران و آغاز رسمی «عملیات بازگشت» به جدول مسابقات بود. نمایش ایران در فاکتورهای مختلف فنی نسبت به دو دیدار قبلی، یک پیشرفت ملموس و شایسته تحسین را نشان میداد؛ اما متر و معیارِ سنجش واقعبینانه، هرگز اجازه نمیدهد شادی یک برد شیرین، چشمهای ما را روی کالبدشکافی دقیق واقعیتهای میدان ببندد. بله، ایران فوقالعاده بازی کرد، اما این سکه یک روی دیگر هم داشت: آرژانتینی که در این مسابقه روبروی ما ایستاد، فرسنگها با آن غول مقتدر و سنتی والیبال دنیا فاصله داشت.
آرژانتین برای این بازی دست به تغییرات بزرگی در ترکیب تیمش زده بود؛ تغییراتی ساختاری که عیار تیمی آلبیسلسته را به شدت مبهم میکرد. صخره میانی آنها، آگوستین لوسر، مدافع وسط مطرح و جهانی آرژانتین اصلاً در این مسابقه حاضر نبود. از آن مهمتر، لوسیانو دهچکو، کاپیتان، پاسور افسانهای و مغز متفکر آرژانتینیها عملاً از جریان بازی خارج بود و هوراسیو تنها در حد چند امتیاز کوتاه او را به زمین فرستاد تا بار اصلی بازیسازی روی دوش ماتیاس سانچز بیفتد. حضور سانچز در زمین، یک تناقض تاکتیکی بزرگ برای مردان هوراسیو رقم زد؛ این پاسور جانشین به دلیل قامت کوتاهش، یک پاشنه آشیل بزرگ در خط جلو ایجاد کرده بود و هر زمان در سه نفر جلوی زمین قرار میگرفت، ارتفاع دفاع روی تور حریف افت میکرد و خط حمله ایران کار به شدت سادهتری برای عبور دادن توپها داشت؛ هرچند وقتی سانچز به سه نفر عقب منتقل میشد، مدافعان بلندقامت آرژانتین جلو میآمدند و کار را برای حملات ما سخت میکردند.
در نهایت، نسخه دگرگونشده آرژانتین در این مسابقه، عیار واقعی پیشرفت فنی ایران را تا حدی پشت ارنج مبهم خود پنهان کرد؛ حقیقتی که قضاوت درباره افت ساختاری آرژانتین یا پرواز واقعی ایران را به بازیهای بعدی آنها مقابل سایر تیمها موکول میکند. با این حال، برای والیبال ایران که تشنه یک جرقه بود، این پیروزی سه بر صفر بهترین سوخت ممکن برای روشن شدن موتور تیم در ادامه مسیر است.
کالبدشکافی فنی؛ تولد یک «ابرستاره «
برای درک چرخ دندههای تاکتیکی مسابقه سوم، باید ابتدا به بزرگترین پاشنه آشیل ایران در شب باخت به بلغارستان فلشبک بزنیم؛ جایی که نبود یک لیدر هجومی یا به اصطلاح یک «ابرستاره»، کمر تیم را در امتیازات حساس شکست. اما در ایستگاه سوم برابر آرژانتین، گویی این گره کور به دست یک جوان گشوده شد.
علی حاجیپور؛ مأموریت اثبات پتانسیل یک فوقستاره
درست در شبی که خط حمله ایران نیاز به یک شلاقزن بیرحم داشت، علی حاجیپور در پست قطر پاسور یک نمایش در تراز جهانی را به اجرا گذاشت. او با کسب ۲۲ امتیاز (شامل ۱۷ حمله، ۲ دفاع و ۳ سرویس) عملاً ماشین جنگی پیاتزا در برازیلیا بود. حقیقت شگفتانگیزتر زمانی عیان میشود که بدانیم ایران در کل بازی ۴۶ امتیاز حمله دشت کرد که از این تعداد، ۳۴ امتیاز را فقط زوج علی حاجیپور (۱۷) و پوریا حسینخانزاده (۱۷) به نام خود زدند؛ یعنی نزدیک به ۷۴ درصد از تمام بار هجومی کشور روی دوش این دو جوان پرواز کرد.
حاجیپور نه تنها در فاز هجومی پاسخ قاطعی به منتقدان داد، بلکه در خط سرویس نیز یک انقلاب شخصی به پا کرد. یکی از تندترین نقدهای ما به او در دو مسابقه قبلی، اصرار بر زدن سرویسهای ساده و بیخطر بود؛ فاکتوری که در والیبال مدرن برای یک پشتخطزن سم مهلک است. او در این بازی دقیقاً خلاف آن روند را انجام داد؛ با شهامت شلیکهای سنگین پرشی انجام داد و ۳ امتیاز مستقیم سرویس (Ace) گرفت که شاهکار آن، دشت کردن امتیاز نهایی ست دوم مستقیماً از روی خط سرویس بود. این درخشش خیرهکننده ثابت کرد که حاجیپور پتانسیل تبدیل شدن به آن «ابرستاره» گمشده والیبال ایران را در چنته دارد؛ اما منطق والیبال بهمان یادآوری میکند که برای قضاوت نهایی باید صبور بود. کادر فنی اکنون مأموریت دارد این جرقهها را صیقل داده و به یک «ثبات ذهنی و فنی» بدل کند تا این کیفیت، به یک شب خاص خلاصه نشود.
معماریِ رالیهای طولانی؛ وقتی توپگیری، قفلِ هجومِ ایران را باز کرد!
راندمان آتشبار حملات ایران از آسمان نازل نشد؛ این رونق هجومی دقیقاً وامدار احیای فاکتوری بود که در بازی بلغارستان آن را گورستان آرزوهای تیم نامیده بودیم: «توپگیری عقب زمین». آمار تیمی برتری چشمگیر ۵۳ به ۳۹ ایران در توپگیری را نشان میدهد. بچهها این بار جانفشانانه عقب زمین را پوشش دادند و رالیهای طولانی را به سود ما چرخاندند تا شرایط برای تبدیل توپهای برگشتی به امتیاز فراهم شود.
در این میان، محمدرضا حضرتپور در نقش لیبرو با ۱۵ توپگیری موفق و کارایی ۵۷ درصدی، به عنوان وزیر دفاع عقب زمین عمل کرد و در کنار او مرتضی شریفی با ۵ توپگیری قرار گرفت. اما سورپرایز بزرگ این فاز، یوسف کاظمی مدافع وسط جدید تیم بود که با ثبت ۳ توپگیری موفق و صفر خطا، فراتر از یک سرعتیزن سنتی ظاهر شد و در رالیهای گرهخورده، مومنتوم و روحیه تیم را بالا کشید. همین پویایی عقب زمین، بار سنگین دریافت را از روی دوش حسینخانزاده برداشت (پوریا کلاً ۱۴ بار درگیر دریافت شد و توانش را برای هجوم بهکار برد) و در عوض، مرتضی شریفی با ۲۸ اقدام دریافت موفق شد خط سرویس آرژانتین را خنثی کند. با این حال، شریفی علیرغم عملکرد خوب در دریافت، در فاز هجوم شب خوبی را سپری نکرد و با ثبت تنها ۳ امتیاز حمله، آمار بسیار پایینی برای یک قدرتیزن به جا گذاشت؛ افتی محسوس که نشان میدهد کاپیتان هنوز با روزهای اوجش فاصله دارد و بار خط کناری را کاملاً روی دوش پوریا انداخته است.
فقر مهار روی تور؛ روی تاریک سکه پیروزی
با وجود این ریتم شاداب، رهآورد روایت ما از این مسابقه نمیتواند سراسر تحسین باشد. ساختار دفاع روی تور ایران در این بازی همچنان گنگ، منفعل و بدون زهر نشان داد. آمار رسمی قضاوت سختی دارد؛ ایران با وجود پیروزی ۳ بر ۰، ماراتن مهار روی تور را با نتیجه سنگین ۱۰ به ۴ به آرژانتینی باخت که تازه صخره میانی خود یعنی آگوستین لوسر را هم در اختیار نداشت! مدافعان وسط ما نه تنها در گرفتن امتیاز مستقیم ناتوان بودند، بلکه در تاچ کردن و زخمی کردن توپهای حریف برای هدایت به فاز توپگیری هم راندمان بالایی نداشتند.
آمارهای پیشرفته عمق فاجعه را بیشتر باز میکنند: محمد ولیزاده به عنوان سرعتیزن فیکس، در کل بازی کلاً در ۴ اقدام دفاعی درگیر شد که این انفعال و جا ماندن از مهاجم حریف، برای این پست یک زنگ خطر جدی است. یوسف کاظمی هر چند با ۷ اقدام و ۳ لمس توپ پرکارتر بود، اما ۳ خطای دفاعی داد تا ثابت شود خط میانی ما در تشخیص دست پاسور حریف و تایمینگ پرش، همچنان لنگ میزند؛ به طوری که در این مسابقه باز هم جورِ سرعتیزنها را قطر پاسور تیم کشید و علی حاجیپور با ۲ امتیاز دفاع، مؤثرترین مدافع روی تور ایران شد!
این فقر دفاعی وقتی با تداوم خطاهای بچهگانه در عقب زمین ترکیب میشود، نشان میدهد نسخه شاگردان پیاتزا هنوز تا درمان کامل کار دارد. از ۴ امتیاز سرویسی که آرژانتین در این مسابقه دشت کرد، ۳ تای آن عملاً توپهایی بسیار ساده و آرام بود که به دلیل عدم هماهنگی، درست در منطقه بین دو بازیکن عقب زمین ما فرود آمد. این رگهها از خطاهای بچگانه و از دست رفتن پیاپی امتیازات تیمی، حقیقتی است که نشان میدهد ریتم روانی تیم همچنان در فواصل کوتاهی از مسابقه مستعد وا دادن است؛ هر چند که در این بازی در نهایت، بچهها توانستند بحران را کنترل کنند و اجازه ندهند آرژانتین مانند برزیل یا بلغارستان در اواخر ستها کار را به سود خود تمام کند.
معمای ژنتیک تاکتیکی ایران؛ چرا بلژیک یک تهدید جدی است؟
پیروزی سه بر صفر مقابل آرژانتین، بیش از آنکه یک دستاورد فنی خالص باشد، یک کاتالیزور روانی بزرگ برای اردوی لرزان ایران بود. روبرتو پیاتزا پس از پایان مسابقه فاش کرد که اتمسفر رختکن تیم پس از شکست دیشب برابر بلغارها، در اوج عصبانیت و انگیزه برای یک انتقام سخت قرار داشت. پیاتزا همچنان حسرت بازی دوم را میخورد و معتقد است هرچند بلغارستان تیم محترمی است، اما با توجه به پیروزی قاطع سال گذشته ایران مقابل آنها، بچهها هرگز نباید آنگونه مومنتوم بازی را واگذار میکردند؛ همانطور که در شب افتتاحیه برابر برزیل، تیم در فاز بالای امتیاز ۲۰ ستهای اول و چهارم فاقد مدیریت بحران بود. این خشم انباشته، سوختِ محرکِ پیروزی بر آرژانتین شد؛ اما این لبخند موقت در ایستگاه سوم، هرگز به معنای حل شدن تمام گرههای ساختاری والیبال ایران نیست.
یک حقیقت شهودی و تاریخی درباره والیبال ایران وجود دارد: آسمانخراشهای ایران اصولاً با تیمهایی که والیبال را دگرگونشده، “فنی و مبتنی بر هوش محیطی” بازی میکنند (مانند همین نسخه از آرژانتین) بسیار تراز و روان تطبیق پیدا میکنند؛ اما هر زمان که برابر تیمهای “خشک، فیزیکی و با قدرت تخریب بالا” قرار میگیرند، چرخدندههای تاکتیکی تیم به بنبست میخورد.
دقیقاً با همین خطکش تحلیلی است که دیدار چهارم والیبال ایران در هفته اول لیگ ملتهای ۲۰۲۶ برابر بلژیک، به یک جدال به شدت ترسناک و مبهم تبدیل میشود. بلژیکیها تیمی سختکوش، فیزیکی و به شدت قدرتی هستند که دقیقاً دو اسلحه ویرانکننده برای هدف قرار دادن پاشنههای آشیل ایران در اختیار دارند:
اول خط سرویس فوقالعاده آتشین و پرشی و دوم یک فوقستاره و قطر پاسور تراز اول به نام «فرر رگرز «.
پیوست آماری سه بازی گذشته ایران نشان میدهد که هر زمان حریف فشار سرویس پرشی را بالا برده، ساختار دریافت ما مستعد خطا شده است و از طرفی، خط دفاع ما در تشخیص مهاجم هدف و سد کردن دست پشتخطزنهای مقتدر حریف، با فقر مهار مستقیم روبرو است. «رگرز» دقیقاً همان مهرهای است که میتواند خط دفاعی متزلزل روی تور ما را به چالش بکشد.
اگر شاگردان پیاتزا نتوانند خط سرویس سنگین بلژیک و قطر پاسور خیلی خوب تیم بلژیک را مهار کنند، عملیات بازگشت در ایستگاه چهارم با یک صخره سخت برخورد خواهد کرد.
