والیبال ایران فصلی بیسابقه و تاریخساز را در عرصه بینالمللی پشت سر گذاشت. در حالی که در سالیان نه چندان دور، تعداد لژیونرهای ما به انگشتان دو دست هم نمیرسید، امسال با عبور از مرز ۷۰ بازیکن لژیونر در لیگهای مختلف جهان، رکوردی خیرهکننده و جدید در تاریخ ورزش ایران به ثبت رسید. از قلب آمریکای جنوبی و سوپرلیگ برزیل تا لیگهای معتبر اروپایی و بازارهای نوظهور آسیایی، ردپای نبوغ بازیکنان ایرانی دیده میشود.
در این پرونده ویژه، به بررسی دقیق کارنامه چهرههای شاخص و ستارههای تأثیرگذاری پرداختهایم که در لیگهای سطح اول جهان، پرچمدار والیبال ایران بودند تا عیار واقعی حضور بینالمللیمان را در ترازوی نقد قرار دهیم.
پوریا حسینخانزاده، از نیمکتهای سرد ایتالیا تا ایستادن در تیم رویایی قاره
فصل برای پدیده والیبال ایران، پوریا حسینخانزاده، با یک ماجراجویی بزرگ در «لوبه»، یکی از پرافتخارترین تیمهای ایتالیا آغاز شد. اما این مسیر آنطور که پیشبینی میشد، هموار نبود.
آمار ثبت شده از حضور پوریا در ایتالیا، گویای واقعیتی است که او با آن دست و پنجه نرم کرد؛ «فرصتهای محدود». خانزاده در مجموع دقایقی که فرصت حضور در میدان را پیدا کرد، ۷۱ امتیاز به دست آورد که میانگین ۵.۰۷ امتیاز در هر مسابقه را نشان میدهد. بخش اعظم این کارایی در فاز تهاجمی رقم خورد؛ جایی که او با کسب ۵۸ امتیاز حمله و ثبت دقت حملهی ۴۹.۵۷ درصدی، نشان داد حتی در سطح اول والیبال جهان نیز میتواند نرخ بهرهوری نزدیک به ۵۰ درصد را حفظ کند.
این آمار برای بازیکنی که به صورت متناوب و اغلب به عنوان یار جایگزین وارد زمین میشد، نشاندهنده آمادگی ذهنی بالای او برای اثرگذاری در لحظات حساس است.
در سایر فاکتورهای امتیازآور نیز پوریا فراتر از یک دریافتکننده معمولی ظاهر شد. او با ثبت ۹ امتیاز مستقیم سرویس و میانگین ۰.۶۴ امتیاز در هر مسابقه، خود را به عنوان یک مهره خطرناک در خط سرویس معرفی کرد که میتواند توازن بازی را به سود تیمش تغییر دهد. علاوه بر این، ثبت ۴ امتیاز در بخش دفاع روی تور، مجموع عملکرد او را در قامت یک بازیکن چندبعدی تکمیل کرد. با این حال، علیرغم این میانگینهای امیدوارکننده در هر بازی، مجموع دقایق بازی او در لوبه به قدری نبود که بتواند پتانسیل واقعیاش را در جدول کلی مسابقات به رخ بکشد؛ موضوعی که در نهایت به نقطه پایان همکاری او با این تیم بزرگ ایتالیایی تبدیل شد.
پس از آنکه انتقال او به لیگ روسیه نهایی نشد، حسینخانزاده در چرخشی معنادار از سطح اول والیبال اروپا فاصله گرفت و راهی لیگ قطر شد تا برای «العربی» بازی کند. هرچند کسب عنوان قهرمانی در قطر و بازی در لیگی با سطح کیفی پایینتر، بیشتر جنبه حفظ آمادگی و بازیابی روحیه داشت، اما بازگشت او به آسیا با پیوستن به فولاد سیرجان برای رقابتهای جام باشگاههای قاره تکمیل شد. پوریا در این تورنمنت توانست دوباره به ریتم اصلی خود بازگردد و با وجود شکست در فینال، با تکیه بر تجربهای که از حضور در تمرینات و مسابقات ایتالیا اندوخته بود، در تیم رویایی مسابقات قرار گرفت تا فصل پرفراز و نشیبش را با عنوان بهترین دریافتکننده آسیا به پایان برساند. او حالا با این پیشزمینه، دوباره به دنبال بازگشت به ایتالیا و اثبات تواناییهایش در تیمهایی نظیر مونزا یا کونئو است.
امیر محمد گلزاده، ستارهای که در تاریکیِ گروتاتزولینا درخشید
داستان امیرمحمد گلزاده در فصل گذشته، تفاوتهای معناداری با سایر لژیونرها داشت. او برخلاف بسیاری از بازیکنان جوان که در بدو ورود به سریآ با سد نیمکتنشینی مواجه میشوند، به مهره کلیدی و بیجانشین تیم «گروتاتزولینا» تبدیل شد. هرچند تیم او فصل کابوسواری را پشت سر گذاشت و در نهایت طعم تلخ سقوط را چشید، اما عملکرد فردی گلزاده به قدری درخشان بود که او را به یکی از پدیدههای فصل تبدیل کرد.
بررسی کارنامه آماری گلزاده در سوپرلیگا، عمق تأثیرگذاری او را فاش میکند. این پشتخطزن جوان در مجموع حضورش ۲۵۷ امتیاز کسب کرد که میانگین ۱۳.۵۳ امتیاز در هر مسابقه را ثبت کرده است؛ آماری که او را در ردیف امتیازآورترین بازیکنان تیمش و حتی لیگ قرار داد. گلزاده در فاز هجومی با کسب ۲۱۳ امتیاز و دقت حملهی ۴۶.۴۱ درصد، بار اصلی حملات گروتاتزولینا را به دوش کشید. اما نقطه تمایز او، عملکرد چندبعدیاش بود؛ او با ثبت ۲۸ امتیاز مستقیم سرویس (میانگین ۱.۴۷ در هر بازی) و ۱۶ امتیاز دفاعی، نشان داد که یک پکیج کامل در پست قطرپاسور است.
با قطعی شدن سقوط گروتاتزولینا، گلزاده از بند قراردادش استفاده کرد. او که نمیخواست در فضای افتکرده تمرینات یک تیم سقوطکرده بماند، برای حفظ آمادگی و البته شرایط مالی بهتر، راهی لیگ قطر شد.
حضور در «العربی» قطر و همتیمی شدن با پوریا حسینخانزاده، برای گلزاده با کسب عنوان قهرمانی همراه بود. اگرچه سطح والیبال قطر با ایتالیا قابل مقایسه نیست، اما این جابهجایی به او اجازه داد تا با ریتم پیروزی فصل را به پایان برساند. گلزاده که سابقه درخشش در ردههای پایه و کسب عنوان MVP مسابقات قهرمانی جوانان آسیا را در کارنامه دارد، حالا با کولهباری از تجربه از سختترین لیگ جهان، مسیر متفاوتی را برای فصل آینده برگزیده است. پیوستن به تیم «بروئی» بلغارستان به عنوان اولین خرید خارجی این باشگاه، نشان میدهد که او به دنبال تیمی است که در آن نقش محوری داشته باشد تا با آمادگی کامل، جایگاه خود را در تفکرات روبرتو پیاتزا برای تیم ملی تثبیت کند.
میلاد عبادیپور،عبور از تلاطم پلاسلیگا به مقصد آتن
داستان میلاد عبادیپور در «نوروید چستخووا» یک درام تمامعیار والیبالی بود. او که در فصل پیش از آن، یکی از ارکان اصلی تیمی بود که بهعنوان یک تازهوارد شگفتی پلاسلیگا را رقم زد و به پلیآف رسید، در فصلی که گذشت با چهرهی بیرحم ورزش روبرو شد. کاپیتان سابق تیم ملی ایران که فصل قبلتر یکی از بهترینهای لیگ لهستان بود، امسال نتوانست آن موفقیت رویایی را تکرار کند و در نهایت با چستخووا طعم تلخ سقوط را چشید.
نگاهی به کارنامه آماری میلاد نشان میدهد که او با وجود افت کلی تیم، همچنان سعی کرد سطح استانداردی از بازی خود را حفظ کند. او در مجموع ۳۲۴ امتیاز کسب کرد که میانگین ۱۲.۹۶ امتیاز در هر مسابقه را به ثبت رسانده است. در فاز تهاجمی، میلاد با کسب ۲۹۳ امتیاز و دقت حملهی ۴۵.۰۱ درصد، مهره اصلی تیمش بود. او همچنین با ثبت ۱۷ امتیاز مستقیم سرویس و ۱۴ امتیاز دفاعی، تلاش کرد تا در تمامی فاکتورها عصای دست کادر فنی باشد. با این حال، مقایسه این آمار با فصلهای درخشان او در اسکرا بلخاتوف، از افت محسوسی حکایت داشت که بخشی از آن ریشه در اتمسفر متشنج تیم داشت.
سقوط چستخووا تنها یک شکست فنی نبود؛ رسانههای لهستانی در میانه فصل از روابط تیره و تارهای درون تیمی پرده برداشتند. جدیترین شایعه، به جدالهای لفظی و عدم تفاهم میان میلاد عبادیپور و پاسور نامدار آرژانتینی، لوسیانو دچکو برمیگشت. اگرچه این اخبار هرگز به تایید رسمی نرسید، اما ناهماهنگی در زمین مسابقه بهوضوح نشان از یک گسست ذهنی در ترکیب تیم داشت.
میلاد پس از این فصل پرفشار، تصمیمی متفاوت برای آیندهاش گرفت. او با جدایی از پلاسلیگا، به باشگاه میلوناس یونان پیوست تا فصل جدید را در اتمسفری آرامتر و با فشاری کمتر تجربه کند. این انتقال برای لژیونر باسابقه ایران، نهفقط یک تغییر باشگاه، بلکه یک «بازسازی ذهنی» پس از سالها حضور فشرده در سطح اول والیبال دنیاست. میلاد حالا در آتن به دنبال آن است تا دوباره همان دریافتکننده مطمئن و رهبری باشد که تیم ملی در آستانه تورنمنتهای مهم به آمادگیاش نیاز حیاتی دارد.
امیرحسین اسفندیار؛ بازگشت به تنظیمات کارخانه در قلب لهستان
امیرحسین اسفندیار پس از تجربهی حضور در لیگ چین، با انتخابی هوشمندانه راهی پلاسلیگا شد تا در ترکیب تیم تازه وارد «چلم»، عیار خود را در یکی از معتبرترین لیگهای جهان بسنجد. برخلاف بسیاری از پیشبینیها که او را در فصل اول حضورش در لهستان با چالشهای تطبیقپذیری روبرو میدیدند، اسفندیار فراتر از انتظار ظاهر شد و به ستون فقرات تیمش تبدیل گشت.
آمار ثبتشده برای اسفندیار نشان از یک فصل بسیار باثبات و اثرگذار دارد. او در مجموع ۳۳۲ امتیاز کسب کرد که میانگین درخشان ۱۳.۲۸ امتیاز در هر مسابقه را به ثبت رسانده است. اسفندیار در فاز تهاجمی با کسب ۲۷۵ امتیاز و دقت حملهی ۴۹.۵۵ درصد، نرخ بهرهوری بالایی را به نمایش گذاشت. اما نقطه قوت متمایز او در این فصل، توازن در تمامی فاکتورها بود؛ او با ۲۷ امتیاز دفاعی (میانگین ۱.۰۸ در هر بازی) و ۳۰ امتیاز مستقیم سرویس (میانگین ۱.۲۰ در هر بازی)، نشان داد که به بلوغ تاکتیکی لازم برای بازی در سطح اول اروپا رسیده است.
فصل برای اسفندیار با یک دوئل ایرانی در انتهای جدول پلاسلیگا گره خورد. در حالی که او و تیمش برای تثبیت جایگاه خود میجنگیدند، در نهایت موفق شدند برخلاف تیمِ میلاد عبادیپور، ماموریت بقا را با موفقیت به سرانجام برسانند. درخشش او به قدری بود که روبرتو پیاتزا، سرمربی جدید تیم ملی، از او بهعنوان نسخهای «پختهتر و قابلاتکاتر» یاد کرده است. امیرحسین همچنین در یک بازهی کوتاه در انتهای این فصل بهعنوان یار کمکی به «ژاییک قزاقستان» در جام باشگاههای آسیا پیوست و با کسب ۱۹ امتیاز در یک مسابقه، عنوان امتیازآورترین بازیکن تیمش را به دست آورد تا آمادگی بالای خود را به رخ بکشد.
در حالی که شایعاتی مبنی بر جدایی او به گوش میرسید، اسفندیار با ابراز رضایت از اتمسفر والیبال لهستان، از تصمیم خود برای ماندن در این تیم برای حداقل یک فصل دیگر پرده برداشت. او حالا با اعتمادبهنفسی که از تقابل با غولهای پلاسلیگا به دست آورده، خود را برای بازگشت به ترکیب اصلی تیم ملی و تثبیت جایگاهش در دوران جدید والیبال ایران آماده میکند.
مبین نصری؛ پختگی در یخبندان روسیه برای درخشش در سرزمین خورشید
مبین نصری یکی دیگر از جوانان نسل جدید والیبال ایران بود که ترجیح داد مسیر لژیونر شدن را از لیگهای فیزیکی و دشوار آغاز کند. او فصل گذشته را در تیم یاروسلاویچ روسیه سپری کرد؛ تیمی که برحسب انتظار، فصل بسیار کابوسواری را پشت سر گذاشت و با شکستهای متوالی، درگیر جنگی تمامعیار برای بقا در سوپرلیگ روسیه شد.
هرچند یاروسلاویچ در اکثر مسابقات فصل شکست خورد، اما عملکرد انفرادی نصری در بسیاری از بازیها، نقطه روشن تیمش بود. او در لیگی که به قدرت بدنی و سرویسهای سنگین شهرت دارد، توانست ثبات نسبی خود را حفظ کند، اما ناهماهنگی تیمی و ضعف مهرههای کناری باعث شد تا درخشش او منجر به بهبود جایگاه تیم در جدول نشود. نصری در این فصل، «پختگی در شرایط بحرانی» را تجربه کرد و نشان داد که حتی در یک تیم بازنده نیز میتواند استانداردهای فنی خود را حفظ کند.
با پایان فصل در روسیه، نصری برای برداشتن گام بعدی، تغییری بنیادین در مسیر حرفهای خود ایجاد کرد. او با امضای قراردادی راهی هیروشیما خواهد شد تا در لیگ ژاپن به میدان برود. این انتقال از این جهت حائز اهمیت است که نصری از یک والیبال کاملاً قدرتی در روسیه به یکی از سرعتیترین لیگهای جهان کوچ خواهد کرد؛ تغییری که میتواند نقصهای تکنیکی او را پوشش داده و او را به بازیکنی کاملتر تبدیل کند.
مرتضی شریفی پادشاهِ بیتاجوتختِ استانبول
فصل گذشته برای مرتضی شریفی، کاپیتان تیم ملی ایران، روایتی از یک تناقض بزرگ بود؛ فصلی که در آن او یکی از بهترین دوران باشگاهی خود را سپری کرد، اما در نهایت والیبال به او و درخشش خیرهکنندهاش روی خوش نشان نداد. شریفی که مهره کلیدی و بیجانشین استانبول گنچلیک در سوپرلیگ ترکیه بود، به معنای واقعی کلمه «یک تنه» بار حملات این تیم را به دوش کشید.
نگاهی به آمارهای پایان فصل شریفی، عمق تأثیرگذاری او را فاش میکند. او با کسب ۵۰۸ امتیاز مجموع، فصلی استثنایی را پشت سر گذاشت. از این تعداد، ۴۳۰ امتیاز در بخش حمله به دست آمد که نشاندهنده تکیه مطلق تیم بر دستهای اوست. اما جادوی اصلی پشت خط سرویس رقم خورد؛ جایی که او با ثبت ۴۸ امتیاز مستقیم سرویس ، یکی از ترسناکترین بازیکنان لیگ ترکیه برای دریافتکنندگان حریف بود. آمار ۳۰ دفاع مستقیم نیز گواهی بر حضور موثر او در تمامی فاکتورهای بازی است.
تراژدی فصل برای مرتضی شریفی در جدول ردهبندی رقم خورد. استانبول گنچلیک که در بخش زیادی از فصل، سایه به سایه غولهایی مثل زراعتبانک حرکت میکرد و مدعی جدی حضور در نیمهنهایی بود، در هفتههای پایانی دچار افتی ناگهانی شد. با وجود اینکه شریفی در پلیآف هم دست از امتیازگیری برنداشت (از جمله ۱۶ امتیاز مقابل آلتکما و ۱۴ امتیاز مقابل فنرباغچه)، اما ضعف ساختاری تیم باعث شد آنها به رتبهای بهتر از ششم دست نیابند.
رسانههای ترکیه عملکرد او را «فراتر از جایگاه تیمش» توصیف کردند. برای شریفی، رتبه ششمی لیگ، پاداش عادلانهای برای ثبت بیش از ۵۰۰ امتیاز در یک فصل نبود. با این حال، ثبات بالای او در دریافت (با ۲۶٪ دریافت عالی) و حملات ویرانگر، ثابت کرد که او حالا به لژیونری تبدیل شده که جایش نه در میانه جدول، بلکه در تیمی است که برای جام میجنگد. مرتضی با این کارنامه درخشان، حالا یکی از ستونهای اصلی است که روبرتو پیاتزا برای نبرد در لیگ ملتها روی او حساب ویژهای باز کرده است.
امین اسماعیلنژاد؛ ستارهای در غبارِ مصدومیت و سقوط
داستان فصل گذشته برای امین اسماعیلنژاد، داستانی است که والیبال دوستان ترجیح میدهند آن را یک «اتفاقِ گذرا» بدانند. بازیکنی که عادت داشتیم او را در قامت یکی از برترین امتیازآورهای مسابقات ببینیم، در این فصل با چهرهای متفاوت و تحت تأثیر مصدومیتی بدموقع ظاهر شد. آسیبدیدگیِ پیش از مسابقات قهرمانی جهان، نهتنها او را از ویترینِ جهانی محروم کرد، بلکه تمام محاسبات نقلوانتقالاتی او را هم بر هم زد.
نگاهی به برگه آمار امین در تیم آکوش بلدیه ترکیه، به خوبی نشان میدهد که او فرسنگها با «ورژنِ ویرانگرِ» خود فاصله داشت. او در طول فصل مجموعاً ۱۷۵ امتیاز کسب کرد که برای بازیکنی در پست او و با آن سابقه، آماری حداقلی محسوب میشود. او ۱۵۴ امتیاز از حملات خود گرفت. اما نکته نگرانکننده، ۴۸ بار بلاک شدن و ۲۴ خطای مستقیم در ۳۴۶ اقدام است. این یعنی نرخِ بهرهوری او به شدت تحت تأثیر دوری از تمرینات سنگین و عدم آمادگیِ بدنی قرار داشت. در منطقهای که همیشه نقطه قوت امین بود، او تنها ۱۱ امتیاز مستقیم ثبت کرد و در مقابل، ۳۰ خطای سرویس داشت که نشاندهنده عدم تمرکز و لرزش در ضربات نهایی بود. ثبت تنها ۱۰ دفاع مستقیم (میانگین ۰.۲۰ در هر ست) گویای این است که امین در روی تور هم نتوانست آن دیوارِ دفاعیِ همیشگی را بسازد.
حضور امین در تیم آکوش بلدیه اسپور که در نهایت به دسته پایینتر سقوط کرد، یکی از تلخترین تجربههای حرفهای او بود. این عملکردِ سینوسی و دوری از فرمِ ایدهآل، از چشمان تیزبین روبرتو پیاتزا دور نماند. سرمربی جدید تیم ملی با خط زدن نام او، پیامی صریح فرستاد: «نامها بازی نمیکنند، آمادگی بازی میکند.» هرچند پیاتزا با درایتی خاص از او دلجویی کرد، اما این خط خوردن، بزرگترین زنگ خطر را برای امین به صدا درآورد.
اما پایانِ این فصلِ سرد، میتواند آغازی گرم در «سرزمین خورشید تابان» باشد. توافق امین با باشگاه هیروشیما ژاپن، فرصتی دوباره برای اوست تا در لیگی با ساختار حرفهای و سرعتی، دوباره موتور امتیازگیری خود را روشن کند. امین میداند که برای پس گرفتن شماره ۱۰ تیم ملی، راهی جز درخشش در ژاپن و اثبات دوباره خود به والیبال ایران ندارد.
از نجات آلانیا تا مصدومیت در اندونزی؛ فصل پرنوسان بردیا سعادت
فصل گذشته برای بردیا سعادت، داستانِ عجیبی از ایستادگی، درخشش و در نهایت، بدشانسی بود. او که با پیراهن آلانیا اسپور در سوپرلیگ ترکیه به میدان میرفت، نه تنها یک بازیکن، بلکه عملاً «بیمه بقای» تیمش در سطح اول والیبال ترکیه بود.
فصل برای آلانیا اسپور کابوسوار آغاز شد؛ تیمی که خطر سقوط را از همان هفتههای نخست بیخ گوش خود حس میکرد. اما در این شرایط بحرانی، بردیا سعادت با عملکردی خیرهکننده، آلانیا را از قعر جدول نجات داد. ثبت ۵۴۸ امتیاز در مجموع، او را نه تنها به ستاره بیچون و چرای تیمش، بلکه به دومین امتیازآور برتر کل سوپرلیگ ترکیه تبدیل کرد.
آمارهای فنی او در این فصل تماشایی است: ۴۸۱ امتیاز از اسپک (با ۸۴۳ اقدام موفق)، ۴۱ امتیاز مستقیم از سرویس و ۲۶ امتیاز از دفاع روی تور؛ این ارقام ثابت میکند که سعادت در تمامی فاکتورهای هجومی و دفاعی، در اوجِ پختگی قرار داشته است. همراهی علیاصغر مجرد در میانه فصل نیز اگرچه به ساختار تیمی کمک کرد، اما بار اصلی هجومی آلانیا همچنان بر دوش سعادت بود تا بقای این تیم در لیگ، بیش از هر چیز مدیون درخشش ستاره ایرانی باشد.
پس از پایان لیگ ترکیه، بردیا برای چالشی کوتاه اما تعیینکننده راهی اندونزی شد تا پیراهن تیم جاکارتا پرسیسی را در مراحل نهایی Proliga بر تن کند. او همانطور که انتظار میرفت، طوفانی ظاهر شد و با کسب ۲۱ امتیاز در دیدار نیمهنهایی، نقش اول پیروزیِ قاطع تیمش بود.
اما درست در لحظهای که او آماده بود تا با قهرمانی در اندونزی و درخشش در لیگ قهرمانان آسیا، فصلِ طلایی خود را تکمیل کند، بدشانسی گریبانگیرش شد. مصدومیت از ناحیه انگشت دست در جریان تمرینات، نه تنها او را از همراهی جاکارتا در لیگ قهرمانان آسیا ۲۰۲۶ محروم کرد، بلکه تمام والیبال ایران را در آستانه تابستانِ پرترافیکِ ملی (لیگ ملتها و قهرمانی آسیا) نگران کرد.
فصلِ گذشته برای بردیا سعادت، فصلی بود که در آن از مرز «استعداد جوان» گذشت و به «ستاره تمامعیار» تبدیل شد. آمارهای فوقالعادهاش در ترکیه، حالا او را در ویترین تیمهای بزرگتر قرار داده است. اینکه آیا او به آلانیا بازمیگردد یا سرانجام چمدانهایش را به مقصد لیگهای طراز اول اروپایی (ایتالیا یا لهستان) میبندد، معمای تابستان پیش رو است. اما آنچه قطعی است، این است که والیبال ایران بیش از هر زمان دیگری به سلامتِ انگشتانِ طلاییِ این قطرپاسور برای میدانهای بزرگ نیاز دارد.
علیاصغر مجرد؛ در جستجویِ دوبارهی روزهای درخشان
اگر والیبال ایران را سرزمینی از استعدادهای بیپایان بدانیم، علیاصغر مجرد یکی از آن نامهایی است که همواره پتانسیلِ تبدیل شدن به ستارهای جهانی را داشت. مدافع میانی بلندقامتی که در المپیک توکیو، در کنار سیدمحمد موسوی، سدی نفوذناپذیر برای رقبا ساخته بود. اما تقدیر برای او مسیر متفاوتی را رقم زد؛ مسیری که بیش از آنکه با سکوهای قهرمانی هموار شود، با مصدومیتهای پیاپی و دوریهای طولانیمدت از میادین سنگلاخ شد.
پس از پشت سر گذاشتن یک سال دوریِ مطلق بهدلیل آسیبدیدگی در تیم صنعتگران امید، پیوستن به آلانیا اسپور در میانه فصل ۲۰۲۵/۲۶، آخرین سنگرِ مجرد برای اثبات دوباره تواناییهایش بود. حضور او در آلانیا، بیش از آنکه یک نقشِ محوری در ترکیب اصلی باشد، تلاشی برای بازگشت به ریتمِ مسابقات بود.
آمارهای او از این فصل، گویای همین واقعیت است؛ ثبت ۴۷ امتیاز در مجموع، که ۳۰ امتیاز آن از اسپک و ۱۵ امتیاز از دفاع روی تور بهدست آمده است. میانگین ۰.۵۰ امتیاز دفاع در هر ست نشان میدهد که با وجود دوری طولانی، هوش و توانایی او در «دفاع» همچنان یکی از برگهای برنده اوست. اما با تمام این احوال، نمایشهای او در سوپرلیگ ترکیه بهقدری نبود که بتواند روبرتو پیاتزا را برای بازگشت به ترکیب اصلی تیم ملی قانع کند.
مجردِ حالا، در دوراهی حساسی ایستاده است. او که زمانی جانشین بلامنازع موسوی در قلب دفاعی ایران بود، حالا باید دوباره خود را ثابت کند. برای بازیکنی که «بدشانسی» سایه سنگینش را بر حرفهاش انداخته، آمار ۴۷ امتیازیِ او در آلانیا تنها یک شروعِ دوباره بود؛ شروعی که اگرچه برای جلب نظر سرمربی تیم ملی کافی نبود، اما ثابت کرد که پنجههای علیاصغر همچنان تشنهی دفاع کردن در بالاترین سطح است.
والیبال ایران هنوز به قامتِ بلند و دفاعهای هوشمندانه مجرد نیاز دارد؛ حال باید دید آیا این مدافعِ جنگنده میتواند از این دوره «احیا»، پلی به سوی بازگشت به پیراهن ملی بسازد یا خیر.
جواد کریمی؛ وداع با سرزمین قهوه
جواد کریمی به عنوان اولین والیبالیست تاریخ ایران که پای به سوپرلیگ معتبر برزیل گذاشت، مأموریتی دشوار را در تیم «ایتامبه میناس» بر عهده داشت. او طی دو فصل حضور در این تیم، نه تنها یک بازیکن لژیونر، بلکه به مغز متفکر و فرمانده داخل زمین میناس تبدیل شد. روایت حضور او در برزیل، روایت تداوم، احترام و در نهایت یک جدایی باشکوه است.
میناس با پاسور ایرانیاش فصلی پر فراز و نشیب را پشت سر گذاشت. آنها که با سختی خود را به جمع ۴ تیم برتر سوپرلیگ رسانده بودند، در نیمهنهایی به سد محکم «سادا کروزیرو» برخورد کردند.
کریمی در بازی دوم این سری درخشان ظاهر شد و امیدها را برای فینالیست شدن زنده کرد، اما در بازی سوم و سرنوشتساز، قدرت سادا کروزیرو رویاهای جواد را بر باد داد تا او در یکقدمی فینال از رسیدن به جام باز بماند.
هرچند برای یک پاسور، آمار امتیازگیری (مانند اسپکرهای تیم) ملاک اصلی نیست، اما تأثیرگذاری کریمی در موفقیتهای میناس غیرقابل انکار بود: بزرگترین دستاورد او، کسب عنوان قهرمانی در جام حذفی برزیل بود که ویترین افتخارات لژیونری او را در آمریکای جنوبی تکمیل کرد. او در اکثر مسابقات فصل به عنوان مهره فیکس میدانداری کرد و به اذعان کارشناسان برزیلی، یکی از پاسورهای باهوش و با ثبات لیگ بود.
کریمی پس از دو سال خاطرهانگیز، با انتشار پیامی احساسی از هواداران میناس که در روزهای سخت هم پشت تیم بودند، خداحافظی کرد. او که حالا کولهباری از تجربه نبرد با غولهای والیبال برزیل را دارد، برای فصل آینده راهی لیگ فرانسه خواهد شد. مقصد بعدیی او تیم «آراگو دوست» خواهد بود؛ تیمی که فصل پیش تا نیمهنهایی فرانسه پیش رفته و حالا با جذب پاسور اول تیم ملی ایران، به دنبال فتح سکوهای بالاتر در اروپا است.
جای خالی ستارههای ایران در ویترین بزرگان
پرونده فصل اخیر لژیونرهای والیبال ایران با یک تناقض بزرگ بسته شد؛ پیروزی در کمیت و شکست در کیفیت. هرچند عبور از مرز ۷۰ لژیونر و ثبت یک رکورد تاریخی، در نگاه اول نشاندهنده پویایی والیبال ایران است، اما نگاهی عمیقتر به نقشه پراکندگی ستارههایمان، واقعیت تلخی را عیان میکند.
حقیقت آن است که والیبال ایران در «فتح قلهها» ناموفق بود. در حالی که انتظار میرفت ستارههای ما عملکرد بهتری در لیگهای معتبری چون ایتالیا به ثبت برسانند، شاهد خروج زودهنگام یا عدم ثبات آنها در سریآ بودیم. در لهستان (پلاسلیگا) نیز لژیونرهای ما غالباً در تیمهای نیمه پایین جدول دست و پا زدند و نتوانستند در قامت یک فوقستاره ظاهر شوند.
بخش عمده درخشش و آمار خیرهکننده بازیکنان ما، در لیگهایی با سطح کیفی پایینتر نظیر ترکیه و یا لیگهای آسیایی رقم خورد. جایی که هرچند اعداد و ارقام انفرادی (مانند امتیازات شریفی و سعادت) چشمنواز بود، اما ترازوی فنی آنها با استانداردهای تراز اول والیبال جهان همچنان فاصله دارد. این فصل به ما ثابت کرد که برای بازگشت به دوران طلایی، تنها «لژیونر شدن» کافی نیست؛ والیبال ایران بیش از «تعداد»، به «اعتبار» در لیگهای معتبر نیاز دارد. ما هنوز در ابتدای راهِ اثبات کیفیت خود در سطح اول اروپا هستیم و جای کار بسیاری باقیست.
